دین برای ایجاد آرامش و رضایت درونی است

توده ی مردم عوام و خرافی  از اعتقادات غیر منطقی پبروی می کنند و حتی بسیاری از اهل دانش نیز در باورهای مذهبی خود کم تر پبرو برهان عقلی و علمی هستند .

اگر چه از قدیم گفته شده که صحنه ی تأثیر دین دل است و نه عقل ، اما از سوی دیگر ، در توجیه اصول باطنی نیز تنها وسیله ی تشخیص ، عقل است و به همین علت با نادیده گرفتن این عامل اساسی دین به انحراغف گرائیده و به جای حرکت و برکت ، نکبت آفریده است .

هر چند که برخی از متفکرین نیز دین را حاصل اشراق و گذر از سد عقل توجیه کرده اند امّا آنهم به این دلیل بوده که در مراحل آخر و فقط نزد عرفا و سالکان راه رفته است که برای رسیدن به کوه قاف نیاز به تشخیص درست و عقل است و برای سیمرغ شدن عبور از سد عقل ، که در این مرحله نیز رها از قالب های عاطفی نمی تواند باشد .

محیط پرورش و نشو و نما ، تلقین و عادت ، اثرات غیر قابل انکاری بر شعور باطنی دارند و نیز جذبه و کشش عاطفی عواملی هستند که در ایجاد ایمان و عقیده مؤثر می باشند .

کدامین عقل سلیم و کدامین انسان آزاده ای جنگ های وحشتناک مذهبی و کشتارهای فراوان و فجیع تاریخ را که ذهمگی بنام دین اتفاق افتاده را تصویب و تأئید می کند ؟

اما بسیار جالب است که در همه جبهه ها و در میان آنانی که مبادرت به شکنجه و آزار و قتل می نمایند و آنرا عبادت می شمردند و می شمارند انسان های عاقلی هم بودند که در حال عادی آزار مورچه ای را روا نمی دیدند .

در تمام طول تاریخ تمدن بشر هرگاه دین بجای ایجاد آرامش و رضایت درونی و وسیله ای برای تقویت سنگر عاطفی و اقناع کشش وجدانی به آداب و رسوم و شعائر خشک و متحجری تبدیل شده است برای تثبیت حکومت متولیان دین و هیأت حاکمه ی وابسته بدان بوده است که نه تنها جامعه بلکه دین نیز به انحراف گرائیده و همچون سدی راه تکامل انسان ها را مسدود نموده است .

دستگاه هائی که به بهانه ی تربیت روح انسان نام روحانی بر خود می نهند برای تثبیت موقعیت خویش باید دین را به صورت دانشی خاص و اسرار آمیز درآورند و جلوه دهند تا فقط متولیان دین بنام " خبرگان " مجاز به تعلیم و تفسیر آن باشند .

که این مهم ترین وسیله ای است که ضرورت کلیسا و ... و سوداگران دین را تأئید و آنان را بر جامعه تحمیل می نماید .

نظر همه ی مصلحین تربیت انسان های شریف مردمان خود بوده تا آنان را به سوی تکامل رهنمون شوند و نه ایجاد لشکرهای عظیمی از موبدان و مغان ، کاهنان ، ملایان ، کشیشان ، لاویان ، مفتیان و .... که بقه اتکاء آداب و دستورات خشک و منجمد افراد ساده دل را تحمیق و آنان را از حرکت و شکوفائی باز دارند .

ادامه دارد .....