در اواخر قرن چهارم کشیشی بنام " یوحنا "  به پاتریارشی کلیسای  Hagia Sophia  رسید و چون مخالف سوء استفاده ی روحانیت و دربار از دین بود تصمیم به تصفیه گرفت .

ابتدا 13 اسقف زیر دست خود را به اتهام عیاشی و رشوه گیری و خرید و فروش مقام های کلیسائی خلع نمود و مشغول پاک سازی آلودگی شد ،

ولی مخالفین بر علیه او قیام کردند و به تحریک امپراطوریس روم  Eudoxia  که خود یکی از مفسدین جامعه بود و با تشکیل کنسیل مجمع اسقفان ، یوحنا را محکوم به تبعید در مکان بسیار دوری در صحرائی سوزان نمودند که یوحنا در بین راه مُرد و یا کشته شد .

ویل دورانت که این روایت را گزارش نموده می نویسد :

" از آن زمان تا کنون با فواصل بسیار کوتاه کلیسای شرق در خدمت و نوکری دولت باقی ماند " .

برای دین و روحانیت  هیچ چیز خطرناک تر و فساد انگیز تر از قدرت و وصلت با حکومت نیست ، به عنوان مثال مسیحیّت به محض اینکه با قدرت اتصال پیدا کرد به وسیله ی تحمیق و تحمیل تبدیل شد و فتنه و فساد و قدرت طلبی در آن راه یافت .

جنگ قدرت نه تنها در کلیسا برخوردهای خونینی را باعث گردید که مبارزات شدیدی را بین سلاطین و کلیسا را نیز به وجود آورد .

در تما م این مبارزلات به شهادت تاریخ آنچه قربانی می شد ، گذشته از حال مردم مسحور ، اصول انسانی و اخلاقی بود که در هر دینی بدون این اصول مبدل به وسیله ی جنایت و کشتار و خفقان ارواح می گردد که به مراتب از انهدام بدن ها خطرناک تر است .

تعصب مذهبی از انسان ها ، حیوانات درنده و خون آشامی می سازد و بزرگ ترین و وحشتناک ترین جنایات بشری را که انجام آن فقط از افراط مریض و غیر طبیعی انتظار می رود توسط افراد متعصب ممکن می گردد ، کما اینکه جنگ های صلیبی بر فساد و سقوط اخلاقی روحانیت بیش تر افزود و از آبرو و حیثیّت کلیسا کاست ، و خودخواهی و جاه طلبی پاپ ها و روحانیت تشکیلاتی در عین اینکه برملا گردید بیش تر باعث تحریک شد .

یاسپرس  K . Jaspers  نوشته :

" ادعای انحصاری بودن یک عقیده ، خواه الهامی یا فلسفی ، همیشه سرچشمه ی جدال ها و منازعات و مبارزات مرگ و زندگی بوده ، دین هنگامی که مدعی انحصار شد حقانیّت هیچ عقیده ای را جز عقیده ی خود را نمی پذیرد و لذا سدی و مانعی در مقابل آزادی درونی انسان می گردد .

برای دینی که مدعی است که بر وحی و کلام خدا بنا شده است ، ادیان دیگر یا همه غیر حقیقی هستند و یا حداکثر بخشی از حقیقت .

در این حالت این موجب عدم تساهل  intolerance و تعصب و میل به فرمانروائی و کسب قدرت می گردد .

در کلیسا اصل مقام روحانی در اثر مشخصه های روحانی و اخلاقی و عقلانی حاصل نمی شده و نمی شود ، بل که بر اثر انتصاب و تقدس به آن می توان دست یافت و این افراد که با تشریفات کلیسائی نصب می شوند و منتصب می گردند قادر به رهبری معنوی مردم می گردند  ، و هنگام تشرف به مقام کشیشی به ماهیّت معصوم  indelebilis دست یافته و به علت جاذبه ی سحرآمیز مذهبی در انتقال رحمت الهی تأثیر می گذارد " .

 ادامه دارد ......