خاندان نوبختی ، برگه ی سوم
به هنگام خلافت ابوبکر و مستان و ظهور مدعیان پیامبری برای اولین مرتبه نیاز به تعریف کامل ایمان و اسلام حس شد تا مشخص گردد که یک فرد با رعایت چه اصولی مسلمان واقعی است ، و با ارتکاب چه خطا و یا گناهانی در زمره ی کفار و مرتدین قرار خواهد گرفت که این مسئله پس از بروز یک رشته اعمال ناپسند از عثمان خلیفه ی سوم و قیام طلحه و زبیر بر علی و ظهور خوارج و حکومت غیر قانونی معاویه و حرکات خلاف او اهمیت فوق العاده یافت .
پس از قتل عثمان و بیعت اکثریت مردم با علی ابن ابیطالب ، مسلمین به سه گروه تقسیم شدند :
1 – فرقه ای در ولایت علی ماندند و مطیع امر او .
2 – فرقه ای بی طرفی اختیار نموده و کنار کشیدند ، هر چند گروه اندکی بودند .
3 – گروه سوم به خونخواهی عثمان و مخالفت با علی قیام کردند .
گروه سوم ریاستشان با طلحه و زُبیر و عایشه دختر ابوبکر و همسر پیامبر بود که علی در جنگ جمل به سال سوم هجری این گروه را مغلوب نمود و طلحه و زُبیر را به قتل رسانید که بقیه متواری شدند و به معاویه پیوستند و جنگ صفین را به وجود آوردند که منجر به حکم حکمین گردید .
به هنگام حکم حکمین هم گروهی از پیروان علی ، حکم حکمین را صحیح نه دانسته و از بیعت علی خارج شدند و به عنوان خوارج قیام نمودند که جمع کثیری از آنان در جنگ نهروان به قتل رسیدند و بازماندگان آنان بعدها گروه بزرگی شد و از میان آنان فرقه های چندی ظهور نمود .
پس از شهادت علی ، شیعیان به صورت فرقه ی کوچکی ماندند و بقیه ی مردم با معاویه همراه شدند که به فرقه ی مُرجئه موسوم شدند که شامل درباریان و ریزه خواران خوان معاویه و طرفدارانشان تا زمانی که بنی امیه رأس کار بودند این فرقه اعتباری داشت و چون بساط دولت اموی برچیده شد این گروه از اهمیت افتاد .
" ابو حنیفه نعمان بن ثابت " که یکی از افزراد همین فرقه بود شعبه ی حنفی از مذاهب اهل سنّت را پی ریزی کرد .
در اواسط دوره ی بنی امیه بتدریج تفکر در اصول مذهب و اظهار شبهه و تأویل آیات قرآن از سوی گروهی از مسلمین غیر عرب و یا کسانی که با ملت های خارجی حشر و نشر داشته و اقتباس آراء و عقاید از آنان کرده بودند و می کردند قوّت گرفت و فرقه ی معتزله پای گرفت .
مسئله ی قضا و قدر و جبر و اختیار اولین شبه ای بود که در زمان عبدالملک بن مروان بروز نمود
ادامه دارد ......