روح ، گوهر جان . برگه ی پنجم
دکتر ریموند مودی با کتاب " زندگی پس از زندگی " ادعا می کند که روح بعضی از سوژه دهائی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند موقتاً از جسم آن ها خارج شده و نظاره گر جراحی پزشکان بوده و یا به منزل خود ، یا بستگان و نزدیکان سر زده و از آن ها با دخبر شده و پس از به بودی ، بیمار این تعریف را بیان نموده است .
دکتر ملوین مورس در کتاب " ما نه می میریم " همین تئوری را تکرار و نظر داده که مرگِ جسم ، پایان موجودیت انسان نه خواهد بود.
سیلویا کرانستون در کتاب " زندگی های متوالی " در همین زمینه گام برداشته.
دکتر مایکل نیوتن ، در کتاب های " سفر روح " و " سرنوشت ارواح " در مورد تکامل روح و مکانی که روح به آن جا رفته مواردی را نوشته که در حقیقت بیا تناسخ است .
امّا باید توجه داشت ، با آن که حساب و کتابی واقعی وجود خواهد داشت و حتی هیچ گریزی از آن نیست ، و با آن که خداوند رحمان و رحیم هم هست ، امّا تناسخ از وجوه سنتی آن تا اظطهار نظر های به ظطاهر علامی اخیر از هر نظر و با هر نوع استدلال ، نظریه ای باطل است و باز گشت تنها از وجه معاد صحیح بوده و علما ، حکما و عرفای بسیاری نظریه ی تناسخ را به زطور کلی رد نموده اند مثلاً ملا صدرا در کتاب اسفار اربعه ، حاج ملا هادی سبزواری در شرح منظومه ، عبدالکریم شهرستانی در ملل و نحل ، عبدالقاهر جرجانی ، شیخ محمود شبستری و صدها نفر دیگر هر یک با دلائل متقن رأی بر بطلان تناسخ داده اند.
دانته آلیگیری Dante Alighieri در سال 1300 میلادی همزمان با سروده شدن " گلشن راز " کتاب کمدی الهی را نگاشت ، وی با ارائه ی سفری معنوی به عالم افلاک با وارد شدن به درون خود " حقیقفت " را در می یابد که مراحل مختلف کمال را در این سفرها گذرانیده و در آن اشاره هائی را بیان می کند که عرفا پس از سال ها طی طریق آن را گفته اند و سپس بر خلاف نظریه ی داروین ، در طی طریقِ تکامل توقف نه می نماید و از حدود آدمی فراتر رفته و همان طوری که مولوی دلالت کرده :
حمله ی دیگر بمیرم از بشر تا بر آرم از ملایک بال و پر
دانته نیز به کمال انسانی خود رسیده و با طی کردن دوره ی انسانیت به فرشته خوئی رسیده و سپس بالاتر رفته .
بار دیگر از ملک پرّان شوم آنچه اندر وهم ناید آن شوم
یعنی با حقیقت محض در می آمیزد.
ممکن است به نظر تعجب بر انگیز باشد که زمینه ی مذهبی - مسیحی کتاب دانته با زمینه ی بینش عرفانی - اسلامی عرفای بزرگ اسلام یکی می گردد ، اگر چه اصل این تفکر ممکن است مایه های نظریه ی عرفان شرق باشد که به هیچ صورتی قابل اثبات نیست ، با آن که نامبرده تمام نوشته ی خود را بر اساس انجیل قرار داده امّا اشارات و توصیف های وی و مراحل کمال معنوی شباهت بسیار زیادی با اشارات و توصیف های عرفان ایران دارد ، با این وجود ، دانته در کتاب " بهشت " از کمدی الهی ، صحنه آرائی های مربوط به افلاک بی کران را چنان انجام می دهد که از نظر جنبه های وسعت و عظمت آن بسیار جالب توجه است و حتی بحث های الهیات و مطالب علمی پیچیده ی آن را کم تر می توان درک نمود ، یا حد اقل درک تمام آن ها به آسانی مقدور نیست ، با این وجود ، دانته به اصل بسیار مهمی در این نوشته اشاره می کند ، او زمینه ی اصلی بهشت را " عشق " قرار داده تا همان وجهی را که متصوفه ی ایران ابراز نموده و به قول نطظامی گنجوی " فلک جز عشق محرابی نه دارد " را زمینه ی اصلی مکاشفات خود قرار داده است .
فلک جز عشق محرابی ندارد جهان بی خاک عشق آبی ندارد
اگر بی عشق بودی جان عالم که بودی زنده در دوران عالم ؟
گر اندیشه کنی از راه بینش بعشق است ایستاده آفرینش
و به زیبائی تمام شرح داده که این عشق است که کائنات را در گردش می آورد و ایمان و امید و احسان را به وجود می آورد و به قول مولوی:
گر نبودی عشق پاک را کی وجودی دادمی افلاک را
ادامه دارد ....