غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی سی و یکم
بسیاری از محققین معتقد هستند که در اینجا به حادثه ی سال 68 میلادی اشاره شده است که بنا به گزارش یوزوفوس ( یوسف ) ، ذکریا نامه فرزند برخیا در معبد کشته شده است .
" ولز " با اشاره بقه تحلیل " شمیدل " نتیجه می گیرد که اولاً ذکریا نامی فرزند برخیا در معبد کشته نه شده است و نمی تواند همان ذکریای مورد نظر انجیل متی باشد ، دوماً ذکریای دیگری هم که طبق گزارش کتاب مقدس ( کرونیکل ) در معبد به قتل رسیده ، یقیناً آخرین شهید قبل از عیسی نه بوده است .
از این اشارات محققین نتیجه می گیرند که این گزارش یقیناً پس از تخریب اورشلیم در سال 70 میلادی نوشته شده است .
9 - در مقدمه ی انجیل لوقا نویسنده صراحتاً تصدیق می کند که او مدتی پس از آنکه نویسندگان بسیاری به وقایع نگاری پرداخته از مطالعه ی آثار دیگران کتاب خود را تنظیم کرده است و او نه خود شاهد عینی این حوادث بوده و نه از چنین کسی بهره برده است . کتاب نیز بنام " عالیجناب تئوفیلوس " که مسلماً! نه یهودی الاصل و نه ساکن فلسطین بوده آغاز می گردد .
نویسنده که پس از نویسندگان اناجیل مرقس و متی به تنظیم رساله ی خویش پرداخته به تقدس این رسالات معتقد نه بوده زیرا اگر اعتقاد داشت به خود اجاره تجدید نظر در آنها را نمی داد و نیز به علت تأخر بر اناجیل کذشته نمی توانسته است در قرن اول میلادی و همزمان با حواریون مسیح به تدوین انجیل خود پرداخته باشد .
10 - از پاپیاس اسقف هراپولیس در غرب آسیای صغیر آثاری بدست آمده که به علت نزدیک بودن با زمان تالیف اناجیل و شخصیت راوی بیش تر قابل اعتماد است .
از گزارش پاپیاس چنین بر می آید که در دوران او انجیل هائی وجود داشته که مورد پذیرش عمومی قرار نه گرفته بودند ، او صراحتاً تأکید کرده که به روایات شفاهی بیش از این رسالات اعتماد می کند.
چنین شخصیتی هنگامی که به این نوشته ها چندان اعتمادی نه داشته یقیناً مؤلف آنها را حواریون و یا نزدیکان آنمها تشخیص نمی داده است ، زیرا اگر اسقفی بزرگ چون پاپیاس ، کوچک ترین تصوری در باره ی اصالت و تقدس این رسالات می داشت چنین قضاوتی نمی کرد .
11 - در آثاری نظیر نامه دهای پاولوس و کلمنس که به اواخر قرن اول میلادی تعلق داشته ، به هیچ وجه نامی از اناجیل برده نمی شود .
نویسندگان اوائل قرن دوم نیز از اناجیل نام نمی برند ، در اواسط قرن دوم پاپیاس از کتاب هائی سخن می گوید که مشخص نیست واقعاً همین اناجیل باشند ، زیرا بیاناتی را که او از عیسی نقل می کند با روایت اناجیل کاملاً مطابقت نه می کنند .
ضمن آنکه در سال 180 میلادی یعنی در اواخر قرن دوم میلادی است که ایرنئوس به چهار انجیل تکیه می کند .
12 - در دورانی که به ظهور عیسی نسبت داده می شود صـدوقیون روحانیت صاحب اعتبار جامعه ی یهودیان بودند و در این زمان فریسیان هنوز قدرت نیافته اند ، اما در اناجیل فریسیان را روحانیت یهود و مخالفین اصلی عیسی معرفی می نمایند .
از سوی دیگر ، عیسی خود به فریسیان وابسته بوده و تضاد او با صدوقیون بیش تر قابل قبول است ، در تأئید این نظر در رساله ی اعمال رسولان همواره صدوقیون به نام روحانیت یهود نام برده می شوند و فریسیان نقشی نه داشته اند .
علی الحال مسیحیان به انتظار بازگشت عیسی و برقراری حکومت خدا بودند اما چون این انتظار طولانی شد ، رهبران هیئت های مذهبی به فکر جمع آوری آثاری در باره ی عیسی افتادند که ابتدا موعظه های منسوب به عیسی را با نام کلمات خداوند تنظیم نمودند و سپس آنها را در جلسات مذهبی بازخوانی می کردند .
گرانت نوشته : امروز بیش از هر زمان روشن شده است که اناجیل و دیگر رسالات میثاق نوین از آغاز تا پایان نوشته های کلیسائی هستند .
این نوشته ها توسط اعضاء کلیسا و برای قرائت در کلیسا ها تنظیم شده اند تا احتیاجات کلیسا را برآورده سازند .
بسیاری از محققین نظیر : دیبلیوس ، ایزلر ، کارناک و .. تأئید نموه اند که این نوشته ها توسط روحانیون کلیسا تنظیم شده اند و نه نزدیکان عیسی ، ضمن آنکه با ازیاد مسیحیان و تشکیل یک جامعه ی مستقل از یهودیان ، کلیسا در مقابل رسالات عهد عتیق نیاز به ارائه ی مقالاتی مستقل داشت .
روحانیون و رهبرلان کلیسا برای اعتبار بخشدن به روایات خود از یک سنت کتاب مقدس پیروی کرده و رساله ها را بنام شخصیت های مورد احترام مردم تدوین نمودند . حتی بدون آنکه کم ترین ارتباطی بین مؤلفین واقعی و این شخصیت ها وجود داشته باشد .
رسالات مقدس یهودیان نیز بنام مؤلفین مشهور هستند که غالباً حتی قرن ها قبل از نوشته شدن آنها چشم از جهان فروبسته اند .
پنتاتویخ یا اسفار پنچگانه موسی ، که تورات و قانون بنیادی دین یهود محسوب می گردد ، حتی به اعتراف کلیسا در حدود یک هزار سال پس از دورانی که به موسای کتاب مقدس نسبت داده شده تنظیم شده است .
ادامه دارد