غوغاهای جریان های تاریخ ، برگه ی پنجاه و چهارم
در لغت ، استخاره یعنی طلب خیر کردن ، نیکوئی جُستن ( کتاب منتهی الارب ) ،
که در همین معنا در متن های قدیم فارسی به کار رفته ، مثلاً در : کلیله و دمنه صفحه ۳۰ - صفحه ۷۴ ، در کتاب کشف المحجوب هجویری صفحه ۲ و ۳ .
در کتاب " لسان العرب " نوشته شده : " الاستخارة ، طلب الخیرة فی الشی ء " - حدیثی هست به این عبارت : " کان رسول الله یعلمنا الاستخاره فی کل شی ء "
که باید توجه داشت که استخاره ای که در این حدیث اشاره شده و در صدر اسلام معمول بوده نماز یا دعای استخاره بوده و نه این استخاره ی امروزی که دکانی شده است .
گلد زیهر در کتاب " دائرة المعارف کوتاه اسلام " مقاله ای در باب اســـتخاره دارد و نوشته اســـــــــــت : " استخاره دعای انسان بی تصمیمی است که می خواهد با الهام و توسل ، تصمیمی متبرّک در امری مهم نظیر مسافرت و غیره به گیرد " .
نماز استخاره سابقه اش به حدیثی مندرج در کتاب " صحیح بخاری " می رسد. در منابع و متن های کهن نمونه های بسیاری از این رسم هست که قبل از تصمیم گرفتن در امور مهم یا حتی غیر مهم ، در کارهای خصوصی یا اجتماعی ، فی المثل امیران پیش از آن که به جنگ و جهادی بروند در صدد بر می آمده که با استخاره از تأئید الهی مطمئن باشند ، مشهور است که معاویه قبل از تعیین یزید به جانشینی استخاره نموده بود ( کتاب اغانی ، طبع قدیم ، جلد ۱۸ صفحه ۷۲).
خلیفه سلیمان ، چون حکم جانشینی فرزندش ایوب ، با استخاره موافق نیامد ، آن را پاره نمود ( کتاب طبقات ابن سعد ، جلد ۵ صفحه ۲۴۷ ).
مأمون پیش از سپردن منصب به عبدالله بن طاهر یک ماه استخاره ورزید ..........
طبرسی به استخاره ی ذات الرقاع اشاره دارد ( مکارم الاخلاق ، چاپ ۱۳۰۳ قاهره ، صفحه ۱۰۰)
سنیّان با این دو نوع استخاره به کلی مخالفند .
استخاره به قرآن نیز معمول بوده است ( ابن بشکوال صفحه ۲۴۳ - الفرج بعداشدة ، جلد اول ، صفحه ۴۴ - سیوطی در کتاب بغیة الوعاة صفحه ۱۰ ) .
زبیدی در کتاب " اتحاف السادة المتقین " چاپ ۱۳۱۱ قاهره جلد ۲ صفحه ۲۸۵ نوشته : " این نوع تفأل به قرآن از سوی اکثر علمای اهل سنّت نهی شده است .
ابو عبدالله زبیری در آغاز قرن چهارم هجری کتابی به نام " کتاب الاستخارة و الاستشارة ( تهذیب نووی صفحه ۷۴۴ ) در زمینه ی استخاره نوشته است که همانند مقاله ی " استخاره " ی گلدزیهر در کتاب دائرة المعارف کوتاه اسلامی معتقد است که : " استخاره با قرآن یعنی تأمل و تدبر و مصلحت اندیشی و مشورت و نظایر آن تلقی می شود ".
حدیث " " نماز استخاره = صلاة الاستخارة " را چهار تن از بزرگان محدثان اهل سنّت ( بخاری ، ابو داود ، ترمذی ، نسائی ) نقل کرده اند ( التاج الجامع للاصول ، کتاب صلاة ، صلاة الاستخارة ) و شبیه همین گفته را غزالی در کتاب احیاء العلوم جلد دوم ، اسرار الصلاة ، صلاة الاستخاره بیان نموده .
نماز استخاره و دعای استخاره ، یعنی استخاره به صورت نماز یا به صورتی که هنوز با فال قرآن آمیخته نبود و نیست در اغلب کتاب های فقهی قدیم شیعه و سنی آمده است .
دعای سی و سوم کتاب " صحیفه ی سجادیه " دعای استخاره است .
در کتاب " البلد الامین کفعمی " چندین دعا برای نماز استخاره و استخاره به قرآن و تسبیح و رقعه های کاغذ آمده است .
در کتاب اصول کافی هم نهی صریحی از قول حضرت امام جعفر صادق (ع) آمده است .
در کتاب اصول کافی ( کتاب القرآن ، باب النوادر ، صفحه ۷ ) می نویسد : لاتتفال بالقرآن یعنی به قرآن فال مزن ، امّا مجلسی ( در مورد مجلسی - به مقاله ی " اسلام ، جنبش اصلاح دینی " اینجانب مراجعه شود ) در شرح این مطلب کوشش می کند که آن را ناظر به استخاره با قرآن نه شمرد .
( ادامه دارد............