سر خدا که عارف سالک به کس نه گفت

در حیرتم که باده فروس از کجا شنید ؟

رجاء واثق هست که درک رموز عرفانی و حقایق حیات و کشف اسرار الهی در خور خاصان درگاه حق و شایسته ی عارفان سالک الی الله است و هر شرح و تفسیر دیگری غیر از اینان تفسیری سست و بی اعتبار است و این عارفان حقیقی به مصداق :

هر که را اسرار حق اموختند

مهر کردند و دهانش دوختند

و یا به منطوقه ی " من عرف الله کل لسانه" از ابراز حقایق و انکشاف اسرار سرباز می زنند , در نتیجه وقتی دهانشان قفل است چه شده که مردم عام ( مراد از باده فروشان مردم عام است) از این اسرار اگاه گشته اند که این موجب حیرت بسیار است .

حافظ در جای دیگر هم این معنی را به دیگر شیوه بیان نموده است .

غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید

کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

اما شارحان معانی دیگری متکی بر ذوق خود و نه بر ذوق حافظ بیان و در حقیقت تراشیده اند .

برخی عارف سالک را پیامبر اسلام و باده فروش را حضرت علی نوشته و توضیح داده اند که در شب معراج حقایقی را که پیامبر از خدا شنید , با ان که از ان حقایق به کسی ابرازی نه نمود , چگونه بود که حضرت علی ان حقایق را هنگام بازگشت پیامبر از معراج به معظم له بازگو کرد.

به نظر می اید شارح این معنی را از حدیثی در جلد سیزده کتاب بحارالانوار ملا محمد باقر مجلسی ( که سلسله روایات ان ابدا معتبر نیست) کسب کرده است .   " سودی" شارح بوسنیایی  در شرح خود نوشته : 

مقصود از سر خدا امرزش گناهان مخصوصا باده فروشی است و با ان که مرشد کامل این سر , یعنی امرزش گناهان را به کسی نه گفته است باده فروش از کجا دانسته که سر خدا باده فروشی است ؟ و امیدوار به امرزش است .

احتمالا شارح به واسطه ی وجود نام باده فروش چنین توهم کرده و الی منظور از سر خدا اگر امرزش گناهان باشد , در کتاب اسمانی ایات متعددی در مورد امرزش گناهان به طور اعم به استثنای شرک می توان یافت , مثلا ایه ی ۵۱ سوره ی نساء : " ان اله لا یغفر ان یشرک بهو یغفر مادون ذلک لمن یشاء".