ناگفته ها ، برگه ی چهارم
" ابن اسحاق ، ابو عبدالله ، یا ابوبکر محمد بن اسحاق بن یسار ابن خیار مطلبی مدنی ( 80 - 151 هجری ) نخستین سیره نویسی که زندگانی پیامبر اکرم را به رشته ی نگارش درآورده است .به گفته ی ذهبی ابن اسحاق در سال هشتاد قمری در مدینه زاده شد . "
در نتیجه بر مبنای اسناد متعدد و این کتاب که معتبرترین ناشر فرهنگی عالم تشیع است ، نخستین سیره نویس در مورد زندگی پیامبر ، ابن اسحاق بوده است که در اوائل قرن دوم هجری اولین سیره را نوشته است ،
ادعای نگارش در زمانی است که عــرب هنوز خطی برای کتابت نداشـــــته تا حتی قرآن را کتابت نماید ، و به همین علت هم امروزه از مجموعه نوشته هائی که به قرن اوّل و دوّم نسبت می دهند هیچ اثری وجود ندارد .
از کتاب و آثاری که نوشتن آن ممکن نبوده چگونه می توان اثری برجا مانده را یافت ؟
" اصل کتاب ابن اسحاق به صورتی که او خود تدوین کرده بود ، امروزه در دست نیست امّا چند روایت کامل و ناقص از آن موجود است که مفصل تر از همه " سیره النبوه " ابن هشام است " ( دایرة المعارف بزرگ اسلامی ، جلد سوم ، صفحه ی هشت ) .
حال اگر از " سیره النبوه " ابن هشام نیز اثری بخواهیم چیزی وجود ندارد که البته نمی توانسته هم اثری از این بر جای مانده باشد .
همه ی این نقل و قول ها از مفقود اثری به مفقود اثر دیگری است .
پس چگونه می توان مفقود اثری را اثبات نمود ، آنهم در زمانی که عــرب خط و نگارش نداشته ؟
در حالی که محتوای این اثر " مفقود اثر " تاریخی ساخته و پرداخته شده تا تاریخی از آدم تا زمان منصور را شرح داده باشد و بخشی از آن هم به سیره ی پیامبر اسلام مربوط می شده .
" در سده های بعد ، ابوالقاسم عبدالرحمان سهیلی ، ( 581 قمری ) بر کتاب سیره ابن هشام شرح و تعلیقاتی نگاشته و آنرا به صورتی جدید مدوّن کرد و نام " الروض الانف " بر آن نهاد " ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، جلد سوم ، صفحه ی نه )
پس در این زمان سندی ارائه شده که پس از یک سری دستبردها و دست بردگی های متوالی ، از قرن ششم هجری سر در می آورد تا امروز ما از روی نادیده انگاری واقعیّت بپذیریم که فردی در اوائل قرن دوم بنام ابن اسحاق می توانسته اصل این مجعولات را نوشته باشد .
ادامه دارد .....